همه فکر میکنند چت جی بی تی را میشناسند. اما راستش را بخواهید، اکثر آدمها فقط روی پوسته ماجرا سر میخورند. این یک ربات سخنگوی ساده نیست. یک ماشین پیشبینی است.
اصلا بیایید از اینجا شروع کنیم: چت جی بی تی چطوری کار میکند؟ برخلاف تصور عموم، این هوش مصنوعی «فکر» نمیکند. او فقط کلمه بعدی را حدس میزند. مثل قابلیت Auto-complete گوشی شما، اما با میلیاردها پارامتر بیشتر و مغزی که کل اینترنت را بلعیده است. سام آلتمن و تیمش در OpenAI وقتی نسخه GPT-3 را منتشر کردند، حتی خودشان هم دقیقاً نمیدانستند که این مدل قرار است چقدر دنیا را تکان دهد.
دنیای ما تغییر کرده. سریع هم تغییر کرده.
چت جی بی تی واقعا چیست؟ (به زبان خیلی ساده)
ببینید، قضیه اینطوری است: شما یک ورودی (Prompt) به سیستم میدهید. مدل شروع میکند به پردازش. او بر اساس احتمالات ریاضی، میبیند که بعد از کلمه «سلام»، چه کلماتی در متون فارسی بیشترین تکرار را داشتهاند. این فرآیند آنقدر سریع و پیچیده انجام میشود که شما حس میکنید دارید با یک آدم باهوش چت میکنید.
اما یک نکته ظریف وجود دارد.
این سیستمها گاهی دچار «توهم» یا همان Hallucination میشوند. یعنی چه؟ یعنی با اعتماد به نفس کامل، یک دروغ شاخدار تحویلتان میدهند. مثلاً ممکن است از او بپرسید فلان کتاب را چه کسی نوشته و او نام یک نویسنده را ببرد که اصلا وجود خارجی ندارد. چرا؟ چون از نظر ریاضی، آن اسم در آن جمله «منطقی» به نظر میرسیده است.
چرا بعضیها از آن متنفرند و بعضیها عاشقش هستند؟
راستش را بخواهید، دعوا سر کار است. نویسندهها میترسند بیکار شوند. برنامهنویسها نگرانند. اما واقعیت این است که چت جی بی تی بیشتر از اینکه جایگزین آدمها شود، جایگزین کارهای خستهکننده شده است.
تصور کنید میخواهید یک ایمیل رسمی به رئیستان بزنید و بگویید که فردا نمیآیید. نیم ساعت وقت میگذارید تا کلمات را ردیف کنید؟ یا در ۵ ثانیه از هوش مصنوعی میخواهید یک متن محترمانه برایتان بنویسد؟ انتخاب اکثر ما مشخص است.
داستان تکامل؛ از GPT-1 تا غولهای امروزی
همه چیز از یک مقاله در سال ۲۰۱۷ شروع شد. مقالهای با عنوان "Attention Is All You Need" که توسط محققان گوگل منتشر شد. آنها معماری "Transformer" را معرفی کردند. خندهدار است، نه؟ گوگل تکنولوژی را اختراع کرد، اما OpenAI با آن بازار را قبضه کرد.
نسخههای اولیه چت جی بی تی مثل یک بچه بودند که تازه حرف زدن یاد گرفته است. جملات کوتاه، بی ربط و گاهی احمقانه. اما وقتی به GPT-4 رسیدیم، ورق برگشت. این مدل حالا میتواند در آزمونهای دشوار وکالت نمره عالی بیاورد یا برای شما کدهای پیچیده پایتون بنویسد.
- GPT-3.5: سریع، رایگان، اما گاهی خنگ.
- GPT-4: باهوش، تحلیلگر، اما کندتر و پولی.
- GPT-4o: نسخه جدیدی که همزمان میبیند، میشنود و با صدای انسانی حرف میزند.
کمی ترسناک به نظر میرسد؟ شاید. ولی کاربردی بودنش غیرقابل انکار است.
✨ Don't miss: STUF Explained: Why This Specific Industrial Component is Quietly Critical
محدودیتهای آزاردهنده که باید بدانید
یادتان باشد که این هوش مصنوعی به اینترنت زنده (در نسخههای پایه) دسترسی کامل و لحظهای ندارد. اطلاعاتش تا یک تاریخ مشخصی محدود است. پس اگر از او بپرسید «قیمت دلار همین الان چند است؟»، احتمالاً جواب چرتی میگیرید. مگر اینکه از قابلیت Browsing استفاده کند.
مسئله بعدی اخلاقیات است. OpenAI فیلترهای خیلی سختی روی چت جی بی تی گذاشته است. سعی کنید از او بپرسید چطور بمب بسازید؛ محترمانه به شما میگوید که نمیتواند کمک کند. اما خب، آدمهای زرنگ همیشه راهی برای دور زدن این فیلترها پیدا میکنند (چیزی که به آن Jailbreaking میگویند).
چطور مثل یک حرفهای از آن استفاده کنیم؟
بیشتر مردم فقط مینویسند: «یک مقاله درباره قهوه بنویس». این اشتباه است!
اگر خروجی خوب میخواهید، باید به او «نقش» بدهید.
مثلاً بگویید: «تو یک باریستای حرفهای با ۲۰ سال تجربه هستی. برای من بنویس که چرا دمای آب در دمآوری قهوه نسل سوم حیاتی است.» تفاوت خروجی زمین تا آسمان است. به این کار میگویند Prompt Engineering.
یک نکته دیگر: با او بحث کنید. اگر جوابی داد که دوست نداشتید، نروید یک چت جدید باز کنید. همانجا بگویید: «نه، این بخشش خیلی رسمی بود، کمی شوخطبعانهتر بنویس.» او حافظه کوتاهمدت دارد و میفهمد در مورد چه چیزی حرف میزنید.
بسیاری از کسبوکارهای ایرانی هم الان دارند از API این سرویس استفاده میکنند تا پشتیبانی مشتریانشان را خودکار کنند. یعنی آن کسی که در چتباکس سایت به شما جواب میدهد، شاید اصلاً انسان نباشد.
واقعیتهایی که معمولاً در تبلیغات نمیشنوید
هزینه نگهداری این سرورها سرسامآور است. مایکروسافت میلیاردها دلار روی این پروژه سرمایهگذاری کرده چون میداند آینده جستجو در وب، دیگر کلیک کردن روی لینکهای آبی نیست. آینده یعنی مستقیم جواب را گرفتن.
اما یک مشکل بزرگ وجود دارد: مصرف آب و برق. دیتاسنترهایی که چت جی بی تی روی آنها اجرا میشود، آنقدر گرما تولید میکنند که نیاز به سیستمهای خنککننده عظیمی دارند. این یعنی هوش مصنوعی آنقدرها هم که فکر میکنیم «سبز» نیست.
آینده کجاست؟
ما تازه در ابتدای راه هستیم. هوش مصنوعی عمومی (AGI) هدفی است که OpenAI دنبال میکند. یعنی سیستمی که بتواند هر کار فکری که یک انسان انجام میدهد را با همان کیفیت یا بهتر انجام دهد.
آیا به آن رسیدهایم؟ نه هنوز.
آیا نزدیک هستیم؟ خیلیها میگویند بله.
خیلیها میپرسند: «آیا هوش مصنوعی جای من را میگیرد؟». جواب کوتاهش این است: هوش مصنوعی جای شما را نمیگیرد، اما کسی که بلد است با هوش مصنوعی کار کند، قطعاً جای شما را خواهد گرفت.
گامهای عملی برای شما:
اگر میخواهید از قافله عقب نمانید، همین امروز این سه کار را انجام دهید:
۱. ثبتنام کنید: اگر هنوز اکانت ندارید، با یک شماره مجازی یا ایمیل در سایت OpenAI ثبتنام کنید. نسخه رایگان هم برای شروع عالی است.
۲. شخصیسازی کنید: در تنظیمات، بخشی به نام Custom Instructions وجود دارد. آنجا به هوش مصنوعی بگویید کی هستید و دوست دارید چطور به شما جواب بدهد تا مجبور نباشید هر بار همه چیز را از اول توضیح دهید.
۳. تایید بگیرید: هیچوقت خروجی چت جی بی تی را مستقیماً کپی-پیست نکنید. همیشه فکتها را چک کنید. یادتان باشد او یک دستیار است، نه رئیس شما.
۴. فراتر از متن بروید: سعی کنید از او بخواهید برایتان جدول بکشد، کد برنامهنویسی بنویسد یا حتی برای سفر بعدیتان برنامه روزانه بنویسد.
هوش مصنوعی یک ابزار است. مثل آچار فرانسه. اگر بلد نباشید با آن کار کنید، فقط سنگین است و دستوپایتان را میگیرد. اما اگر یاد بگیرید، میتوانید کارهایی انجام دهید که قبلاً هفتهها زمان میبرد.